|
آخرت |
|
این دنیای زیبا |
عشق جا زدن و كنار كشيدن نيست . . . . .بلكه صبر كردن و ادامه دادن است .امشب اشک مي ريزم تابار تنهايي را ازدوش خود بردارم . امشب اشک مي ريزم تا تواشکهای خاطراتمو ببينی . امشب اشک مي ريزم تا خيابونهاي دلم پرازاشک من بشند . امشب اشکهايم جاي باران مي بارند پهناي صورتم ازاشکهام پرشده ... دل آسمونم گرفته نبايد براو خورده گرفت چراکه آسمونم دلش مي گيره واشکهاش سرازير مي شه . احساسم مرده مي نويسم تا شايد احساس خفته ام بيدارشه نامه اي به خدا مي نويسم ازش مي خوام دوست داشتنو يادم بده صداقت و يادم بده .... امشب اشک ميريزم وبراي خدا مي نويسم که تابار تنهايي وازدوشم برداره مي نويسم که خدا جون دل من گرفته ازاين همه غم دل من گرفته ازاين همه اشک .............. دلم براي خاطراتم تنگ شده اشک مي ريزم تا اونهاروببينم ...... نامه اول ای خدا غصه نخور از تو فراری نشدم بعد از آن حادثه در کفر تو جاری نشدم با وجودیکه به حکم تو دلم زخمی شد شاکی از آنکه مرا دوست نداری نشدم ابر را چوب همین سادگی اش ویران کرد منکه ویرانتر از آن ابر بهاری نشدم ای خدا غصه نخور باز همین می مانم من زمین خورده این ضربه کاری نشدم هرکسی خواست تو رااز من جدا سازد دید هر چه کردی تو به من از تو فراری نشدم الهي تا زمان باشد تو باشي زمين و آسمان باشد تو باشي
عشق گوش دادن نيست . . . . . . . . . . بلكه درك كردن است
عشق ديدن نيست . . . . . . . . . . . . . . بلكه احساس كردن است

من از نهانِ يک ستاره آموختم
پيش از طلوعِ شکوفه بود شايد
با يادِ يک بعداز ظهرِ قديمی
آن قدر ترانه خواندم
تا تمامِ کبوترانِ جهان
شاعر شدند.
سادگی را
من از خوابِ يک پرنده
در سايهی پرندهيی ديگر آموختم.
باد بوی خاصِ زيارت میداد
و من گذشتهی پيش از تولدِ خويش را میديدم.
ملايکی شگفت
مرا به آسمان میبُردند،
يک سلولِ سبز
در حلقهی تقديرش میگريست،
و از آنجا
آدمی ... تنهايیِ عظيم را تجربه کرد.
دشوار است ... ریرا
هر چه بيشتر به رهايی بينديشی
گهوارهی جهان
کوچکتر از آن میشود که نمیدانم چه ...!
راهِ گريزی نيست
تنها دلواپسِ غَريزهی لبخندم،
سادگی را
من از همين غَرايزِ عادی آموختهام
برای لبریز ساختن روابطمان از عشق واقعی هر وقت کار نادرستی انجام دادیم فورا معذرت خواهی کنیم. وهر وقت کار درستی انجام دادیم آن را فراموش کنیم.
عشق واقعی من و تو
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 12:35 بعد از ظهر توسط محمد |
عاشق بودن
دیدن نه تنها با چشم که با دل است،
پرورش بینشی در ژرفای احساس خود و دیگری
است، داشتن درکی
نیکو از پیوند میان دو انسان است. كودك
سرمشق انسان است .. خوشبخت كسي است كه قادر است به علل چيزها پي ببرد.. بهترين چيز
اين است كه خودت باشي شكوهمند ساده و صادق. تجربه نامي است كه انسان برروي اشتباهات
خود ميگذراد. آن كس كه خطاهاي كوچك را اصلاح نمي كند بر خطاهاي بزرگ نيز كنترل
نخواهد داشت. اولين وظيفه انسان چيست؟پاسخ آن كوتاه است اينكه خودش باشد عاشق
بودن در پذیرفتن ایده ها و واقعیت های نو است،
دانستن آن است که دیگری نیز آنچه که بوده باقی نمی
ماند و تغییر آرام
آرام و او را دگرگون می کند. عاشق بودن برپاساختن ستونهای استوار بر بنای احساسات
است ولی جایی نیز برای
تغییر بگذار چون داشتن احساس یکسان در تمام عمر جایی برای رشد، تجربه و آموختن نمی
گذارد
خاطرات
عشق وعاشقی خیلی زیبا تقدیم.به....
به لطافت برگ گل
به ظرافت و
زيبايي گل رز ، نرگس ، مريم
به لطافت شبنم صبحگاهي ، به استقامت کوه ، به
پختگي پير دهر
دوستت دارم ، دوستت دارم
به اندازه يک دنيا پر از محبت ،
به تو عشق مي ورزم
کاش که اين عشق را با محبت پاسخ دهي
دوستت دارم ،
دوستت دارم
مرغ عشق زيباي من
دوستت دارم ، دوستت دارم
دوستم داشته
باش ، تا اعماق روحم از عشق تو لبريز شود
اميد به تو دارم ، اميدم را نااميد
نکن
محبوب من ، دلدار من ، عشق من
دوستت دارم ، تا دوستم داشته باشي
مرغ عشق من ، جفت زيباي من
دوستت دارم ، دوستت دارم
اگر بدانم که
عاشقم هستي و مرا مي خواهي
غم هجرانت را به جان مي خرم
دوستت دارم ،
دوستت دارم
مرغ عشق من ، جفت زيباي من
اميد و آرزويم ،
دوستت دارم ،
دوستت دارم
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 12:28 بعد از ظهر توسط محمد |
چشمان ناپاک
خداوند چشمان الوده به گناه را با گلوله های اتش پر میکند:
1- سوره نور آيه 30 و 31:
{قل للمؤمنين يغضوا من ابصارهم و يحفظوا فروجهم ذلک أزکي لهم ان الله خبير بما يصنعون * و قل
للمؤمنات يغضضن من ابصارهن و يحفظن فروجهن و لا يبدين زينتهن الا ما ظهر منها ...}
«اي رسول ما مردان مومن را بگو تا چشمها از نگاه ناروا بپوشند و فروج و
اندامشان را از کار زشت محفوظ دارند که اين بر پاکيزگي جسم و
جان شما اصلح است و البته خدا به هرچه کنيد آگاهست. * اي رسول
ما زنان مومن را بگو تا چشمها از نگاه ناروا بپوشند و فروج و اندامشان
را از عمل زشت محفوظ دارند و زينت و آرايش خود جز آنچه قهرا ظاهر
ميشود بر بيگانه آشکار نسازند...»
2- سوره اسراء آيه 36:
{و لا تقف ما ليس لک به علم ان السمع و البصر و الفؤاد کل اولئک کان عنه مسؤلا}
«و از آنچه به آن علم نداري پيروي مکن،
چرا که گوش و چشم و دل هر يک در کار خود مسؤول است.»
3- سوره غافر آيه 19:
{يعلم خائنة الاعين و ما تخفي الصدور}
«خداوند خيانت چشمها و آنچه دلها پنهان ميدارند ميداند.»
4- پيامبر مکرم اسلام صلي الله عليه و آله (خصال شيخ صدوق 1/120):
«هر چشمي در روز قيامت گريان است جز سه چشم، چشمي که در دنيا
از خوف خدا گريسته، چشمي که از نگاه به حرام خدا خودداري کرده
و چشمي که در راه خدا نخوابيده و شبزندهداري يا جهاد در راه خدا نموده است.»
5- پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله (الحکم الزاهره 1/301):
« نظر به نامحرم تيري مسموم از تيرهاي شيطان است.»
6- رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و آله (الحکم الزاهره 1/301):
«کسي که نظر به نامحرم را از خوف خداوند ترک کند، خداوند به او ايماني
عطا ميکند که شيريني آن را در قلبش مييابد.»
7- حضرت امام سجاد عليه السلام (الحکم الزاهره 2/453):
«حق چشم آن است که آن را از ديدن چيزهايي که حلال نيست بپوشاني
و بوسيله نگاه کردن با آن عبرت بگيري.»
هميشه به ياد خدا باشيم.
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 1:27 بعد از ظهر توسط محمد |
لعنت شدگان در قرآن تا حالا معني اين حديث رو اينجوري مي ديدم اما: روزي آقا امام صادق عليه السلام به جايي رفتند. ديدند مردي سخت گريه مي کند. از او پرسيدند چرا گريه مي کني؟ گفت: قرض زيادي دارم. حضرت هم به تَبَع آن مرد نشستند و گريه کردند! و گفتند قرض تو بر ذمّه ماست! و حقي که ما بر شيعيانمان داريم از حقي که آنها بر ما دارند، بيشتر است!!! الله اکبر يني ما هم از قول خودمون مي تونيم بگيم: يفرحون لفرحنا و يحزنون لحزننا، چرا که با ناراحتي ما، ناراحت و غمگين مي شوند و ... .
كافران و مشركان، يهوديان لجوج، مرتدان، قانون شكنان حيلهگر، پيمان شكنان، كتمان كنندگان حق، سردمداران كفر بخاطر فساد در زمين، منافقان چند چهره، آزار دهندگان به رسول خدا صلى الله عليه وآله، ظالمان، قاتلان، ابليس، تهمتزنندگان به بانوان پاك دامن، مخالفان رهبران راستين، شايعه سازان دروغ پرداز، ناپاكدلان و دروغ گويان.
كسى كه بر كتاب آسمانى دست برده و مطلبى اضافه كند.
كسى كه مقدرات الهى را نپذيرد.
كسى كه به خاندان پيامبر صلى الله عليه وآله بى احترامى كند.
كسى كه سهم رزمندگان را به خود اختصاص دهد.
كسى كه مردم را به كار خير دعوت مىكند ولى خودش تارك آن است، يا ديگران را از گناه و عذاب باز مىدارد، ولى خود مرتكب آن مىشود. (8)
براى شناخت بيشتر گناهان، حديث معروفى كه در آن، لشكر عقل و جهل شمرده شده راهنماى بسيار خوبى است كه مارا در اين راستا كمك خواهد كرد. (9)
در آغاز حديث، سماعةبن مهران مىگويد: جمعى در محضر امام صادق عليه السلام بودند، سخن از عقل و جهل به ميان آمد. امام صادق عليه السلام فرمود: عقل و لشكرش و همچنين جهل و لشكرش را بشناسيد تا هدايت گرديد.
سماعه مىگويد: امام صادق عليه السلام نخست عقل و جهل را تعريف كرد سپس 75 خصلت را به عنوان لشكر عقل شمرد و 75 خصلت ديگر را به عنوان لشگر جهل برشمرد. (كه براى رعايت اختصار از ذكر آنها خوددارى شد) و در پايان فرمود: پيامبران و اوصياى او و هر مؤمن حقيقى مجهز به لشكر عقل هستند.
علماى اسلام از قديم گناهان را بر دو گونه تقسيم نمودهاند:
1- گناهان كبيره (بزرگ).
2- گناهان صغيره (كوچك).
اين تقسيم بندى از قرآن و روايات سرچشمه گرفته است؛
در قرآن چنين مىخوانيم:
«ان تجتنبوا كبائر ماتنهون عنه نكفر عنكم سيئاتكم و ندخلكم مدخلا كريماً» (10)
«اگر از گناهان كبيرهاى كه از آن نهى شدهايد، اجتناب كنيد، گناهان كوچك شما را مىپوشانيم وشما را در جايگاه خوبى وارد مىسازيم.»
و در جاى ديگر آمده است:
«و وضعَ الكِتاب فَترىَ الُمجرمينَ مُشفِقينَ ممّا فيهِ و يقُولونَ يا ويلتنا ما لِهذا الكِتاب لايُغادِر صغيرة وَلا كَبيرةً الا اَحصاها» (11)
«و كتاب (نامه اعمال) در آنجا گذارده شود، گنهكاران را مىبينى كه از آنچه در آن است، ترسان و هراسناكند، و مىگويند: اى واى بر ما، اين چه كتابى است كه هيچ عمل كوچك و بزرگى نيست، مگر اينكه آن را شماره كرده است؟»
و در آيهاى ديگر مىخوانيم:
«الّذين يَجتَنبون كبائِرَ الاِثم و الفَواحش الاّ اللَمَم انّ ربّك واسعُ المَغفرة...» (12)
«(نيكوكاران) كسانى هستند كه از گناهان بزرگ و زشتى ها، جز گناهان كوچك پرهيز مىكنند، بىگمان آمرزش پروردگارت وسيع است.»
و دربارهى بهشتيان مىخوانيم:
«و الَّذينَ يَجتَنِبُون كبائِر الاِثمِ و الْفَواحِش» (13)
«(مواهب آخرت، جاودانه است براى) آنانكه از گناهان بزرگ و كارهاى زشت پرهيز مىكنند.»
و دربارهى مغفرت الهى مىخوانيم:
«انّ اللهّ لايَغفر اَن يُشركَ به و يَغفِر ما دونَ ذلك لِمن يشآء و من يُشرك بِاللّه فَقد اِفتَرى اِثماً عَظيماً» (14)
«خداوند (هرگز) شرك را نمىبخشد و پايينتر از آن را براى هركس بخواهد (و شايستگى داشته باشد) مىبخشد و آن كس كه براى خدا شريكى قايل گردد، گناه بزرگى انجام داده است.»
از اين آيات به روشنى استفاده مىشود، كه گناهان، دو گونهاند: كبيره و صغيره و همچنين استفاده مىشود بعضى از گناهان، بدون توبه حقيقى بخشودنى نيست، ولى بعضى از آنها بخشودنى است.
روايات متعددى از ائمّه عليهم السلام به ما رسيده كه بيانگر تقسيم گناهان به كبيره و صغيره است، ودر كتاب اصول كافى يك باب تحت عنوان «باب الكبائر» به اين موضوع اختصاص يافته كه داراى 24 حديث است.
در روايت اوّل و دوّم اين باب، تصريح شده كه گناهان كبيره، گناهانى را گويند كه خداوند، دوزخ و آتش جهنم را بر آنها مقرر نموده است. (15)
در بعضى از اين روايات (روايت سوم و هشتم)، هفت گناه به عنوان گناه كبيره، و در برخى از روايات (روايت 24) نوزده گناه به عنوان گناهان كبيره، شمرده شده است. (16)
گرچه هر گناه، چون مخالفت فرمان خداى بزرگ است، سنگين و بزرگ مىباشد، ولى اين موضوع منافات ندارد كه بعضى از گناهان نسبت به خود و آثارى كه دارد، بزرگتر از برخى ديگر باشد، و به گناهان بزرگ و كوچك تقسيم گردد.
«عمروبن عبيد» يكى از علماى اسلام، به حضور امام صادق عليه السلام آمد، سلام كرد و سپس اين آيه را خواند:
«الذينّ يجتنبون كبائر الاثم و الفواحش» (17)
«نيكوكاران كسانى هستند كه از گناهان بزرگ، و زشتىپرهيز مىكنند.»
سپس سكوت كرد و دنبال آيه را نخواند؛
امام صادق عليه السلام به او فرمودند: «چرا سكوت كردى؟!»
او گفت: «دوست دارم، گناهان كبيره را از كتاب خداوند بدانم.»
آنگاه امام صادق عليه السلام گناهان كبيرهاى را كه در قرآن آمده بيان نمودند:
1- بزرگترين گناهان كبيره، شرك به خداست؛ قرآن مىفرمايد:
«وَ من يُشرك بِاللّه فَقد حَرّم اللّه عَلَيهِ الجنّة» (18)
«كسيكه براى خدا، شريك قرار دهد، خداوند بهشت را بر او حرام مىكند.»
2- نااميدى از رحمت خدا؛
«انّه لايَيأس مِن روحِ اللّه الاّ القَوم الكافِرون» (19)
«هيچكس جز كافران از رحمت خدا، نوميد نگردد.»
3- ايمنى از مكر (عذاب و مهلت) خدا؛
«فلا يامن من مكر اللهّ الاّ القوم الخاسرون» (20)
«از مكر خداايمن نشود، مگر مردم زيانكار.»
4- عقوق (و آزار) والدين؛ چنانكه قرآن از زبان عيسى عليه السلام مىفرمايد:
«و برّاً بِوالدَتى و لَم يَجعَلنى جَبّاراً شقيّاً» (21)
«خدا دستور داده كه به مادرم نيكى كنم و مرا زورگوى تيره بخت قرار نداده است.»
5- كشتن انسانِ بىگناه؛
«و مَن يَقتُل مؤمِناً مُتعَمّداً فَجزاؤه جهَنّم خالِداً فيها و غَضبَ اللّه عَليه وَ لَعنَه وَ اعدّ لَه عَذاباً عَظيماً» (22)
«و هر كس فرد با ايمانى را از روى عمد، به قتل برساند مجازات او، دوزخ است كه جاودانه در آن مىماند، و خداوند بر او غضب مىكند و از رحمتش دور مىسازد و عذاب عظيمى براى او آماده ساخته است.»
6- نسبت نارواى زنا به زن پاكدامن؛
امام رضا عليه السلام فرمودند: "رَحِمَ الله عبداً احيا أمرَنا". خداوند کسي که امر ما را زنده کند، مورد لطف و رحمتش قرار دهد.
از آن حضرت پرسيدند: امر شما را چگونه زنده مي سازد؟
امام فرمود: "يَتَعَلّمُ علومَنا و يُکلّمُها الناس، فَاِنَّ الناسَ لَو عَلِمُوا مَحاسِنَ کلامِنا لاتَّبَعُونا". دانش ما را فراگيرد و به مردم آنها را تعليم دهد، زيرا مردم وقتي زيبايي ها و ارزشهاي نهفته در سخن ما را بدانند، از ما پيروي مي کنند.
عيون اخبارالرضا، ج1، ص307.
امام صادق عليه السلام نيز فرمودند: "کونوا لَنا زَيناً ولاتکونوا لًنا شَيناً". براي ما اهل بيت، زينت و مايه افتخار باشيد، نه مايه ننگ.
تا حالا فکر کرديم ما چيکاره ايم؟ با خودمون که تعارف نداريم. داريم؟!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 1:33 بعد از ظهر توسط محمد |
ن اي دوست اسمت را بر صفحه اين وبلاگ مينويسم تاشايد به دستت برسد وازدرون قلبم آگاه شوي ولي اسمت رو كوچيك مي نويسم تا كسي نفهمه عشق من كيه زندگی زیباست ، زندگی زیباست به کوه گفتم عشق چيست؟ لرزيد. به ابر گفتم عشق چيست؟باريد. به باد گفتم عشق چيست؟ وزيد. به پروانه گفتم عشق چيست؟ ناليد. به گل گفتم عشق چيست؟ پرپر شد. و به انسان گفتم عشق چيست؟ اشک از ديدگانش جاري شد و گفت؟ ديوانگيست!!!
گر بیفروزیش شعله اش تا بی کران پیداست
ورنه خاموش است و خاموشی اش گناه ماست
کار تجسم عشق است. جبران
انسان است که مى خواهد از دیگران به عنوان دوستى منتفع گردد. لاروشفوکو
آن که مردم را دانشمند مى کند، مطالبى نیست که مى خوانند بلکه چیزهایى است که یاد مى گیرند. فرانسیس بیکن
مردم ! هشدار ! که زیبایی زندگانی ست ، آن زمان که پرده گشاید و چهره برنماید .
لکن زندگی شمایید و حجاب خود ، شمایید .
زیبایی قامت بلند ابدیت است ، نگران منتهای خویش در زلال آینه .
اما صراحت آینه شمایید و نهایت جاودانه شمایید . جبران
برای دلهره شبانگاهان ، نسیم گرما بخش خرد را همراه کن . اورود
آن که مى تواند، انجام مى دهد، آن که نمى تواند انتقاد مى کند. جرج برنارد شاو
برادرم تو را دوست دارم ، هر که می خواهی باش ، خواه در کلیسایت نیایش کنی ، خواه در معبد، و یا در مسجد . من و تو فرزندان یک آیین هستیم ، زیرا راههای گوناگون دین انگشتان دست دوست داشتنی "یگانه برتر " هستند ، همان دستی که سوی همگان دراز شده و همه آرزومندان دست یافتن به همه چیز را رسایی و بالندگی جان می بخشد . جبران
شیطان روزی با من چنین گفت : خدا را نیز دوزخی هست : دوزخ او عشق به انسان است. و چندی پیش شنیدم که گفت : خدا مرده است . رحم خدا به انسان او را کشت. نیچه
آن که مى خواهد روزى پریدن آموزد، نخست می باید ایستادن، راه رفتن، دویدن و بالا رفتن آموزد. پرواز را با پرواز آغاز نمى کنند. نیچه
نیکی برآیند خرد است ، در دل و روان آدمی . اورود
آن که مى دانیم، یک قطره است، آن که نمى دانیم، یک اقیانوس. اسحق نیوتن
ستوده و نیک فرجام کسی است که دادگر و نیکنام و در کردار و گفتار به هنجار باشد . بزرگمهر
آن که هستى، باش. نیچه
چه زیباست هنگامی که در اوج نشاط و بی نیازی هستی دست به دعا برداری . جبران
آن که هستید نتیجه ى افکارتان است. وین دایر
آن هائیکه در آثار هنرى مطالب سودمندى می یابند با سوادان بى مایه اند. اما کسانی که براى آن ها آثار هنرى، جز زیبائى معنى دیگرى ندارد. تنها آن ها برگزیدگانند. اسکاروایلد
برای نوشیدن شهد بهشت ، هموار نگاهت به راستی باشد و درستی . اورود
آن ها که فکر مى کنند توانا هستند، به درستى توانمندند. ویرژیل شاعر یونانى
آن هنگام که روحم عاشق جسمم شد و جفت گیرى این دو سر گرفت من بار دیگر متولد شدم. جبران خلیل جبران
گیتی در جنگ و آوردی بزرگ غوطه ور است . اندیشه و تلاش خردمندان و آه ناشی از آگهی آنان و پوزخند اهریمن و روان دیوپیشگان از سوی دیگر ، معرکه این جهان گذارا است . اورود
آهنگ صدا هر چه ملایم و مطبوع باشد، سخن موثر و دلنشین تر خواهد بود. جان کایزل
آیا بهتر نیست که انسان که گرفتار یک قاتل و جانى شود تا در رویاهاى یک زن شهوت پرست فرو رود. نیچه
برای آنکه درویش شوی ، ابتدا با خود یکی شو . اورود
آیا متوجه شده اید که رؤساى شرکت ها همیشه هنگام بازنشستگى کارمندان به آنان مى گویند که انسان هاى فوق العاده اى بوده اند؟ ناشناس
نیرنگ پیران بدنهاد ، تنها با مرگ به پایان می رسد . اورود
آیا منظور از این تنازع دائم این نیست که طبیعت می خواهد مرغوبترین موجودات را براى ادامه و ارتقاء نسل برگزیند ؟. چارلز داروین
در دنیا زندگیهای پر تلخی و مرارتی هم هستند که مرگ برای صاحبانشان سعادت است. نیچه
نادانی ، خودخواهی به بار می آورد . اورود
آنکه می دزدد ، جز حق خویش چیزی نمی ستاند . اما این ستاندن نفرین و خواری ابدی در پی دارد . اورود
آیا مى خواهید حرف هاى شما را باور کنند، از خود سخن نگویید. پاسکال
فر و شکوه زمانی فزونی می یابد که دانا نزدمان ارجمند باشد ، و کام بدخواه را به زهر بی اعتنایی بیالایم . بزرگمهر
هزار تلاش انسان به اندازه یک تقدیر کارساز نیست. نیچه
آینده به کسى تعلق دارد که مى داند چگونه منتظر نشیند. مثل روسى
خودآختگی قابلیتی است که بسیاری ندارند . اورود
آینده ها به نظر بزرگ جلوه مى کنند ولى وقتى که گذشتند مى فهمیم که ناچیز بوده اند. موریس مترلینگ
آینده، همان امید است. اسپینوزا
رهایی و آزادی ، برآیند پرستش خرد است و دانایی . اورود
فرزانه ترینان همه برای آسایش خاطر من چنین گفته اند. دریغا , کاش امروز نیز چنین می بود ! زیرا شر بهترین نیروی انسان است . نیچه
ابله ترین دوستان ما، خطرناک ترین دشمنان هستند. سقراط
ابله همیشه دنبال ابله بزرگتر از خود مى گردد که او را تحسین کند. بوالو
بسیاری بخاطر برآیند هنجارهای درونی اشان بین نمای سپید و پاکی در اشتباهند . اورود
اتاق بدون کتاب هم چون بدن بدون روح است. مارکوس سیسرو
اتلاف وقت، خودکشى واقعى است. یونگ
اندیشه و سخن ریش سفید ، برآیند صبوری ، مردمداری و سرد وگرم چشیدگی روزگار است . اورود
اتلاف وقت گرانبها ترین خرج هاست. بالزاک
هر کس را سرنوشتی مقدر است . یکی روز و شب در طلب سربلندی و سروری به جان می کوشد و بهر ه اش جز خستگی و فرسودگی و نامرادی چیزی نیست . به تعبیر دیگر در کنار چشمه روشن و گوارا تشنه می ماند. از سوی دیگر بی هنری بختیار ، بی آنکه تن به کار و کوشش بسپارد ، روزگار بر او می خندد و از همه گونه آسایش و آرامش برخوردار می گردد . پروردگار چنین خواسته و تدبیر بر تقدیر کارگر نمی افتد . بزرگمهر
اجر نیکى شما در عمل شما مستور است. سیسرون
پیامد دانایی ، پذیرفتن بایسته هاست . اورود
احساس دل، بالاتر از منطق است. ژان ژاک روسو
احساس وظیفه در کار نیکو و در روابط آزار دهنده است. انسان ها تشنه محبت اند نه مراقبت. برتراند راسل
ریش سفید داراترین به اندیشه است نه به مال و ثروت . اورود
احمق هیچ وقت سعادتمند نمى شود. سیسرون
اخلاق را طوفان هاى روزگار تقویت مى کند. گوته
برای نزدیکی و همگرایی قوم خویش ، کمک بهم و ستیز با نادانی و ناراستی را پیش گیرید . اورود
اخلاق سرمایه است. اخلاق بهترین و عالیترین دارایى ما است. اسمایلز
اخلاق مهمترین درس است. هر چند حق التدریس آن گران باشد. کارلایل
نگاه زمینیان ، تهی است از انوار آسمانیان . اورود
ادب از زمانى که بشر خودش را شناخت با او همراه است. نرودا
ادب خرجى ندارد ولى مى تواند همه چیز را خریدارى کند. اسکاروایلد
اگر نتوانیم به خاندان خویش آرایشی سامان یافته دهیم ، همیشه در خانه ایی بی حصار زندگی می کنیم .
اورود: مردم دنیا دو دسته اند یکی زیر دستان و دیگر بزرگان اصالت ، و شرف متعلق به بزرگان است و آنها غایت وجودند و زیر دستان وسیله اجرای هدفهای ایشان هستند ترقی دنیا و بسط زندگی انسان بوسیله بزرگان و سرداران صورت می پذیرد که معدودند . نیچه
ادب و حکمت را شعار خود ساز تا بهترین اهل زمان شوى و به نیکان ملحق گردى. سقراط
ادب یا محبت خرجى ندارد ولى همه چیز را خریدارى مى کند. متناجیو
اذهان مانند چترهاى نجات هستند فقط وقتى باز باشند عمل مى کنند. آونیموس
آنکه به خداوند پاک و مهربان بیش از دگران امید و بیم بسته است ، بیش از همه در خور ستایش است . بزرگمهر
اراده بهترین راهنماى طبیعت است. اسمایلز
اراده هاى ضعیف به صورت حرف و گفتار خود نمایى مى کنند، در حالى که اراده هاى قوى جز در لباس عمل و کردار ظهور نمى یابند. گوستاو لوبون
در برف ، سپیدی پیداست . آیا تن به آن می دهی ؟ بسیاری با نمایی سپید ، در ژرف خود نیستی پرورش داده اند . اورود
اراده ى انسانى، در پهلوى مقدرات او ایستاده و چرخ تکامل او را اداره مى کند. فیثاغورث
اراده ى مرد عامل خوشبختى اوست. شکدرین
جملات قصار از بزرگان
امام علي (ع):قلبهاي خودرااز كينه هاي نهاني پاك كنيدچه آن يك بيماري مهلك همانند وبا است.
پيامبر(ص):عزت مردم با ايمان دربي نيازي از مردم است آزادي وشرافت درپرتو قناعت به دست مي آيد .
گوته:كسي شايسته آزادي است كه هرروز بتواند به هوسهاي خود چيره شود.
كانت : اگر از انسان اميد وخواب گرفته شود بدبخت ترين موجود روي زمين است .
كنفوسيون:چنان زندگي كن كه وقت مردن آرزو خواهي كرد و با هر كسي چنان رفتار كن كه از او توقع داري.
امام حسين(ع): اگر دين نداريد لااقل دردنياي خويش آزاده باشيد
.
اسمايلز:هركس درطلب خيرو سعادت ديگران باشد بالاخره سعادت خويش را هم به دست خواهد آورد .
بتهون:همواره تقوي را به كودكان خودتوصيه كنيد تنها تقوي عامل خوشبختي است نه پول.
كانت:چنان باش كه بتواني به هركس بگوئي مثل من رفتار كن .
چخوف:انسان بايد از هر حيث چه ظاهر و چه باطن آراسته باشد.
اسمايلز:اشخاص عاقل و با اخلاق هرگز كلامي برزبان نمي آورندكه احساسات ديگران را جريحه دار سازند.
گوته : پيروزي و پيشرفت ملك بلا منازع كساني است كه داراي استقامت و ثبات قدم باشند .
شاندل:بكوش كه عظمت درنگاه تو باشد نه درآنچه كه بدان مي نگري.
هوگو:اميد درزندگاني بشر آنقدر اهميت دارد كه بال براي پرندگان.
امام علي(ع):اميد وارترين مردم كسي است كه اگر نقصي دركارش پديدآيد بي تأمل درراه اصلاحش بكوشد.
ولتر: آزادي چتري است شبيه سلامتي ، اين دورا تا از دست نداده ايم قدرشان رانمي شناسيم.
داستايوفسكي:براي انسان نعمتي از اين بهتر نيست كه به تعهدات خود سرتسليم فرود آورده و مزه عظمت آن را بچشد.
هيكل آنژ:بهترين دستور زندگي اين است كه انسان اعتماد به نفس داشته باشد و درپرتو سعي و جديت به منزلتي برسد.
افلاطون:بي صبري شخص را از هيچ رنجي نمي رهاند بلكه درد جديدي براي از پا درآوردن شخص بوجود مي آورد.
ابو سعيد ابي الخير: خلق ازآن دررنجند كه كارها را پيش از وقت طلب مي كنند.
امام علي(ع):با دنيا مدارا كن و حوادث روزگار رابه خونسردي و سنگيني بپذير تابر مراد خود پيروز شوي .
ناپلئون :دردنيا خفتگاني هستند كه بيداريشان همچوبيداري اژدها وحشتناك است.
ويكتور هوگو:بديهاي اجتماع به دست ما ساخته شده است و به جاي ناله جاي آن دارد كه درصدد رفع آن برآئيم.
رس
پنياكوو:قمارباز به ترتيب چهاردارايي خود را ازدست مي دهد:پول،وقت،جواني،زندگي.
شكسپير:تواضع، نردبان بزرگي وبلندي است.
امام علي (ع):خط زبان است و زبان بيان خرد است.
بو علي سينا:اگر مي خواهي كه مردمان تورا دوست دارند درمعامله ستم مكن و دروغ مگو وبه زبان خود كسي رامرنجان.
خنلون:اگر تمام سعي و كوشش خودرا صرف انجام وظيفه كنيم،مي توانيم به سعادت خود يقين داشته باشيم.
سقراط: براي دوست خود يك دفعه تمام محبت خودرا ظاهر مكن زيرا هروقت اندك تغييري مشاهده كرد تو را دشمن مي دارد.
حضرت عيسي(ع):آنكه درقليل خائن بود دركثير نيز خائن بود.
چارلي چاپلين : برهنگي ، بيماري عصر ماست.
ساموئل اسمايلز:براي زن خوب ، افكار بلند و انديشه هاي باز، بهتراز لباسهاي زيباست.
بالذاك:خانه بدون زن عفيف ، همچو گورستان است.
ارسطو:برنده ترين سلاح يك زن تقوا ونجابت اوست.
روسو:اگرمردي راشناختي ،فردي را شناخته اي و اگر با زني آشنا شدي، خانواده اي راشناخته اي .
اقليدس: زن خوب، زني است كه از همه اشيا ء قيمتي و مدرن خانه براي شوهرش پرارزش تر باشد.
ويل دورانت،زن از مردشكيبا تراست. گرچه شجاعت مرد دركارهاي خطير و بحراني زندگي بيشتر است اما تحمل دائمي و روزانه زن درمقابل ناراحتي هاي جزيي بيشماراست.
ميلتون: زن،زيبا ترين و باارزش ترين تحفة آسماني است.
ساموئل اسمايلز:همسر خوب، بهترين ياور درصحراي سنگلاخ و پرمخاطره زندگي است.
كنفوسيوس:هرچيزي كه درزندگي من يافت مي شود نتيجة صميميت و همكاري زن من است.
حضرت فاطمه(س):درخدمت مادرباش زيرا بهشت زير پاي مادر است.
فردريش نون: زنان خود را به احترام بنگريد،آنها گلهاي آسماني رادرحيات زمين مي كارند و جامه دلپذير و زيباي محبت و پرده عفاف ،احساسات لطيف رامي پرورانند.
آگوست كنت: شرم براي زن زيبايي و براي مرد فضيلت است
حضرت محمد: آينده نگري نيمي از معيشت است
آلوفن بيسمارك: هنگام ازدواج بيشتر با گوشهايت مشورت كن تا با چشم هايت
كارل سندبرگ: هر واقعه اي در آغاز به صورت يك روياست
جاحظ: هر نوشته اي ارزش يكبار خواندن را دارد
كاترين پاندر: هر كس با عشق الهي متحد شود اندكي از بهشت را در زمين مي آفريند
حضرت محمد: زيبايي شخص در گفتار اوست
انسان ناخداي کشتي وجود خويش است و مي تواند با آموختن مهارتهاي لازم و بکار بستن آنها
کشتي وجود خويش را از آبهاي خروشان زندگي به ساحل مقصود برساند.
ايکاش باور مي کرديم
تا زمانی که دل شکسته نشوی عشق را نخواهی آموخت
عشق یعنی تو
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 9:38 قبل از ظهر توسط محمد |