|
آخرت |
|
این دنیای زیبا |


![]()




![]()
چقدر ساده و آسون رفتی تنها

***(اینو دوستم اقبال فرستاده خوشحال میشیم با هم بخونیم)***
پيداست هنوز شقايق نشدي
زنداني زندان دقايق نشدي
وقتي که مرا از دل خود مي راني
يعني که تو هيچ وقت عاشق نشدي
زرد است که لبريز حقايق شده است
تلخ است که با درد موافق شده است
شاعر نشدي وگر نه مي فهميدي
پاييز بهاريست که عاشق شده است

من پذیرفتم که عشق افسانه است
این دل درد آشنا دیوانه است
می روم شاید فراموشت کنم
با فراموشی هم آغوشت کنم
می روم از رفتن من شاد باش
از عذاب دیدنم آزادباش
گر چه تو تنها تر از ما می روی
آرزو دارم ولی عاشق شوی
آرزو دارم بفهمی درد را
تلخی بر خوردهای سرد را...

اي کاش مي توانستم باران باشم تا تمام غمهاي دلت را بشويم
اي کاش مي توانستم ابر باشم تا سايه باني از محبت برويت مي گسترانيدم
اي کاش مي توانستم اشک باشم تا هر گاه که آسمان چشمش ابري مي شد باريدن مي گرفت
اي کاش مي توانستم خنده باشم تا روي لبانت بنشينم و غنچه بسته لبانت را بگشايم
اي کاش مي توانستم پرنده باشم و تا دور دست ها به کنار تو پرواز مي کردم
و اي کاش سايه بودم تا نزديک ترين کس به تو مي شدم
آري اي کاش سايه بودم تا هميشه و همه جا همراه و همقدم با تو بودم


![]()
باور نكن اما من عاشقم … عاشق چشمهاي تو ، عاشق قلب پاك تو…
باور نكن اما من عاشقم … عاشق خنده هاي تو ، عاشق اشكهاي تو…
من عاشقم ، قلبم را با اراده و اطمينان به تو خواهم داد…
مي خواهم ثابت كنم به همگان كه عشق واقعي به چه معناست…
مي خواهم ثابت كنم عشق مقدستر از آن است كه ما مي شناسيم…
عشق واقعي اينجاست در قلب من… مي خواهم آن را ابراز كنم به تو…!
صداقت ، يكرنگي ، يكدلي همه و همه در قلب من است…
باور نكن اما من مي توانم!… مي توانم عاشق واقعي باشم… مي توانم
ديوانه تر از مجنون باشم… مي توانم مهتاب تو باشم… مي توانم
خورشيددرخشان تو باشم… مي توانم محرم رازهاي تو باشم… باور نكن اما
من مي توانم همدم زندگي توباشم… مي توانم آغاز خوشبختي براي تو
باشم..................

عشق زیباست. زیباتر از آنچه که تو میدانی. زیباتر از آنچه که من میدانم.
عشق تصور معشوق است در ذهن عاشق.
عشق پیوندی از جدایی هاست.
عشق معنی نگاه های پرشور است.
عشق تفسیر وجود قلبی پر تپش است.
عشق فریادی در سکوت دلهاست.
عشق پنجره ای به دریای محبت است.
عشق حریری از دلتنگیست که قلب را میوشاند.
عشق جاده ای است که قلبها را به هم پیوند میدهد.
عشق رنگی است که خانه ی متروک دل ما را صفا میدهد.
عشق بارانیست بر کویر تنهایی ما.
عشق در همه جا هست. میتوان احساسش کرد.
عشق یعنی تو. عشق یعنی من...

خداوند یک موجود قوی را خلق کرد و نامش را (مرد) گذاشت
از او پرسید آیا راضی هستی ؟
جواب داد: نه
پرسید چه میخواهی ؟
گفت : آینـــــــــه ای میخواهم که درآن بزرگی خود را ببینم ,
تکیه گاهی میخواهم که هنگام خستگی و
احتیاج برآن تکیه زنـــــــــــــــــم و همدمم باشد ,
نقابی میخواهم که هنگام ضروت درپشت آن مخفی شوم,
بازیچه ای میخواهم که درآن شاد باشم,
مجسمه ای میخواهم که زیبائیش چشم را نوازش دهد,
اندیشه ای میخواهم که درآن غوطه ور گردم,
مشعلی میخواهم که با آن راهنمائی شـــــــوم
سپس خداوند زن..(عشق).. را خلق کرد

اگه عاشقي پس گوش کن ..
اين رو بدان که يه عاشق هيچ موقع آبرو نداره ..
بدان عاشق به اميد عشقش زندست ..
بدان يه عاشق ... عاشق کشي بلد نيست ..
بدان يه عاشق هرگز دروغ نميگه . مخصوصا به عشقش ..
اگه عشقت رو دوست داري هرگز بهش دروغ نگو ..
خجالت و غرور رو بگذار کنار ..
اگه دوستش داري بهش بگو به ساده ترين شکل ممکن ..
عاشق خداوند. مي گفت: «خدايا! اگر مرا به دوزخ بفرستي، به دوزخيان خواهم گفت جرمي نداشتم، جز آنكه عاشق بودم، عاشق خداوند.»

احبك حبين حب الوداد
و حبا لانك اهل لذاك
فاما الذي هو حب الوداد
فحب شغلت به عن سواك
و اما الذي انت اهل له
فكشفك للحجب حتي اراك
فما الحمد في ذا و لا ذاك لي
و لكن لك الحمد في ذا و ذاك
"عاشق تو هستم؛ عشقي كه زمين است و آسماني
هواي تو را دارم؛ هوا پرستم
عاشق تو هستم،
زيرا تو لايق عشقي
عشق تو، همه چيز را از يادم برده است
تو چشمانم را گشودي، پرده ها را كنار زدي و خود را نشانم دادي
من عاشق تو هستم، اما اين تويي كه عشق را در من برانگيخته اي
ستوده تويي، نه عشق من."


می رسد روزی که بی من روزها را سر کنی
می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی
می رسد روزی که تنها در عکس من
شعرهای کهنه ام را کم کمک از بر کنی

+ نوشته شده در سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 8:35 بعد از ظهر توسط محمد |