|
آخرت |
|
این دنیای زیبا |
وقتی به دنيا آمدم صدايی در گوشم طنين انداخت و گفت تا آخرين لحظه عمرت با تو خواهم ماند گفت : FFFبرای دیدن بقیه عکس ها به ادامه مطلب برید
غم من کهنه است
من از بی وفایی رنحیده ام
من از تنهاشدندر آن ایام!سخت رنجیده ام
من از حیله و فریب بسیار رنجیده ام
!چرا به روی خودش هم نمی آورد
مرا با چه دردی رها کرد
دیگه فرقی نداره بودن او
من سخت آزرده ام
باخاطراتی تلخ و شیرین از او جدا شدم
با قلبی زخمی رهایش کردم
..........و به خدا سپردمش
غم:
خيال کردم غم عروسکی است که ميتوان با آن بازی کرد
حال که فکر ميکنم ميبينم خود عروسکی .
.
.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 8:30 قبل از ظهر توسط محمد |